شناسه خبر:

سکوت فریادی است بی صدا/نبی نیسی

jonoobfardanews.ir

قسمت اول

انگار تمام شهر تسخیر شده
بنگاه فروش غل و زنجیر شده
از چارطرف حرمله ها آمده اند
بازار پر از نیزه و شمشیر شده

همه خفتند به غیر از من و تو و دَرد؟
قصه ی ما دو سه دیوانه دراز است هنوز !

ارتباط و رد وبدل پیام با دیگران همیشه از طریق بیان و نوشتن نیست درمواقعی انتقال این ارتباط میتواند بوسیله هنر،اشاره، سکوت،بغض،نگاه معنادار صورت گیرد.یکی از این نوع ارتباط،سکوت است.

سکوت همیشه به معنای رضا نیست بلکه میتوان تعابیر مختلفی از این واژه در نظر گرفت چه بسا سکوت بالاجبار وجود دارد ولی این هم خود یک نوع فریادی از اعماق وجود خواهد بود بین دو راهی قرار گرفتن چه سخت است،سکوت خاموش یا فریادبغض آلود!!!!!!!!!!!؟

هر دو زجر دهنده هستند،سنگینی سکوت، دل را به درد و روان آدمی را جریحه دارمیکند،فریاد هم مکافات خود را دارد و بین این دو،طعنه ها ملال آورند.طعنه ی آنانی که بغیر از کینه چیزی در چنته ندارند.

سکوت همچو خوره بجان افتاده اما نباید دم زد و حرفی به میان آورد. فقط و فقط باید نظاره گر بود.در واقع هیچکاره ایم،همه کاره و ولی نعمت دیگران هستند

از بلاتکلیفی سکوت اختیار کردیم که تاروپود درون، نابود شود.باور کنید میترسیم لب گشاییم، چون نایی در وجود حس نمیکنیم، ترس ما از آنانی که با اندک بضاعتی چوب حراج به بازار دست فروشی زده و در قبال غنیمتی ناچیز، تازیانه را نصیب ما میکنند.آنانی که خرید و فروش را دکان کسب و رزق و روزی خود کرده اند،با همه ی اینها حاضرشدیم تاوان بجان خریم ولی افسوس که نه کسی سکوت دردآور و نگاه خسته ی ما را فهمید و نه سنگ صبوری پیدا شد که سفره دل پهن کنیم.

همچنان لجام بر دهن و افسار کشیده اییم اما خود منصفانه قضاوت کنید که چگونه است خدمت گذاری با دست بند و چشم بند و پابند سر از ناکجا آباد در می آورد و مدتی بعد ارباب رعیت میشود؟ریش سفیدی دست بسته،با پرونده ی طویل و عریض به قید ضمانت آزاد گردد سپس ناخدای کشتی به گل نشسته میشود؟

لحاف دوز و سوز با تقدیم هدایا بر صندلی چرخ دار لم میزند و آب از آب تکان نخورد؟

سیلاب نغمت نبود بلکه نعمت است که بتوان بدل پوش باشیم وکالا در انبار و سوله ها تلنبار کنیم و شعار خدمت سر دهیم تا سیل دیدگان ناامید نباشند.باید در مقابل فوران منهول ها و اعتبارات گم شده….. سکوت اختیار کرد. امتیاز و سهمیه ها به تاراج میرود،کشاورزی به فنا داده میشود و اشک کشاورز ارزان جاری میشود، استخدام پولی میشود، خدمت شعاری بیش نیست.سکه و ارز بر کدخدا حلال اندر حلال است و بر رعیت حرام و گناه کبیره……

زیارت و اربعین ذهنیت چهاربانده بودن جاده، راه مواصلاتی،خدمات ویژه،شهردار معین،سیل بودجه و اعتبار،جلسات و نشست های مکرر را متبلور میکند ولی حق نداریم سوال کنیم بودجه ی سال گذشته چگونه هزینه شد؟اعتبار جاده طریق الحسین در سالهای گذشته چگونه خرج شد؟درآمد پارکینگ کجا صرف شد؟شهرداری تهران و معین چه خدماتی داشتند؟نتایج نشست و جلسات چی بود؟ در واقع باید فقط سکوت اختیار کرد و در کار بزرگان سرک نکشید

گورستان محل تفریح شده تا به تنهایی غم با سرازیر کردن اشک از غم خود کم کنیم و به افق نامعلوم خیره شویم که سهم من از زندگی چی بود و در این تلاطم افکار چگونه سکوت اختیار کنم و دم نزنم؟

وسلام علیکم و رحمه الله

نبی نیسی

سیزدهم مرداد۱۳۹۸

همرسانی کنید

Share on facebook
Share on whatsapp
Share on twitter
Share on linkedin

بیشتر بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

رفتن به نوار ابزار